خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

539

نهج البلاغة ( فارسي )

ايزد پاداش دهنده محرومش نساخته است . هر چند ، كه بر روى سنگى خشك و سخت كه بر آن هيچ نمىرويد جاى داشته باشد ، باز هم روزيش مىرسد . اگر در مجارى خوراك او در بالا و زير و درون تن و اضلاع شكمش و چشمى و گوشى كه بر سر او نهاده شده بنگرى ، از آفرينش او در شگفت خواهى شد . و در توصيف آن به رنج خواهى افتاد . پس بزرگ است ، خداوندى كه مورچه را بر روى دست و پاهايش برپاى داشت و بر ستونهاى بدنش قرار داد . در آفريدن آن هيچ آفريننده اى با او شريك نبود . و توانمندى ياريش ننموده است . اگر در عوالم انديشه ات به سير و گشت پردازى و به نهايت رسى ، به اين امر رهنمون شوى كه آفرينندهء مورچه همان آفرينندهء نخل خرماست . به سبب دقتها و ظرافتهايى كه هر چيزى را از چيز ديگرى جدا مىكند و پيچيدگى اختلاف هر موجود زنده با ديگرى : يكى درشت و كلان است و يكى نرم و لطيف ، يكى سنگين است و يكى سبك ، يكى نيرومند است و يكى ناتوان ، در آفرينش همه يكساناند . خلقت آسمان و هوا و بادها و آب يكى است . پس به خورشيد و ماه و درخت و آب و سنگ بنگر و آمد و شد اين شب و روز و روان گشتن اين درياها و بسيارى اين كوهها و بلندى اين قله‌ها و پراكندگى اين لغتها و زبانهاى گوناگون . واى بر كسانى كه آفريننده و مدبر آنها را انكار كنند و چنان پندارند كه گياهانى هستند كه هيچ برزگرى آنها را كشت نكرده است و اين اشكال گونه گون را صانعى نيست . آنان براى ادعاى خود حجتى نياوردند و در آنچه باور داشتند ، تحقيق و يقينى نداشتند . آيا هيچ بنايى بىسازنده اى تواند بود و هيچ جنايتى بىجنايتكارى صورت بندد و اگر خواهى در آفرينش ملخ بنگر . براى او دو چشم سرخ آفريد و حدقه‌هاى چشمش را چون دو ماه تابان بيفروخت . براى او گوشى پنهان بيافريد و دهانى به اعتدال و سامان و حسى نيرومند و دو دندان نيش ، كه هر چيز را بدان ببرد و دو دست داس مانند كه هر چيز را با آن بگيرد . كشاورزان به سبب كشته‌هاى خود از آن